تبلیغات
كانون آموزشی اشراق شهرستان آبیك - سلسله مباحث آسیب شناسی مداحی از دیدگاه رهبر معظم انقلاب - مشتمل بر 3 فصل
كانون آموزشی اشراق شهرستان آبیك
مقام معظم رهبری مدظله العالی مقام معظم رهبری مدظله العالی مقام معظم رهبری مدظله العالی
درباره کانون


کانون فرهنگی اشراق - شهرستان آبیک با مجوز رسمی از اداره کل تبلیغات اسلامی استان قزوین در فروردین ماه 1386 با مدیریت مهندس یاسر دشت دار از قاریان برجسته قرآن کریم ، در فضای مجازی فعالیت خود را آغاز نمود و رفته رفته به تکامل سیستمی رسید و در بهمن ماه سال 1390 سامانه کانون با حضور مسئولین محترم شهرستان و استان قزوین در محل اداره تبلیغات شهرستان آبیک رسما آغاز به کار نمود.
امید آن داریم در کنار شما همواره بروز باشیم . در پناه ایزد منان

مدیر وبلاگ : دیده بان
نویسندگان

آسیب شناسی مداحی از دید گاه رهبر انقلاب - فصل اول

حضرت آقا : مداحی نباید از معرفت تهی باشد.

اشاره
بحث مداحی اهل بیت(ع) همواره با فطرت ایرانیان بواسطه ارتباط قلبی تشیع با اهل بیت عصمت و طهارت(ع) مورد توجه و توسل اقشار مختلف مردم بوده است. وجود مناسبت های گوناگون در تقویم كشور و برگزاری جلسات دعا و نیایش و نیاز به پرورش ذاكرین و مداحان اهل بیت(ع) جهت جلوگیری از انحراف و ایجاد یك جریان معرفتی و آموزشی دراین گونه مجالس لزوم بازشناسی محتوایی مداحی و ابزار موجود در آن را بویژه در آغاز ماه محرم بیش از پیش آشكار می كند. آنچه می خوانید،بخشی از سخنان رهبر معظم انقلاب است كه به صورت پرسش و پاسخ تنظیم شده و از نظر گرامی شما می گذرد.
 

- تعریف حضرتعالی از مدح اهل بیت(ع) و مداحی چیست؟

-آیا شما مداحی را یك هنر می دانید؟ اگر چنین است چه ویژگی ها و خصوصیاتی را برای آن ترسیم می كنید؟

-با این تفاسیر مهمترین نقطه اتكای مداح و مداحی شعر است. چرا كه اگر طبق فرمایش شما تبیین معارف و پیام اهل بیت(ع) مقصد اصلی مداح باشد، شعر بعنوان اولین و مهمترین ابزار بیان این معارف از سوی مداح محسوب می شود، درباره اهمیت شعر چه عقیده ای دارید؟

 تعریف حضرتعالی از مدح اهل بیت(ع) و مداحی چیست؟

- مداحی و ستایشگری ائمه علیهم السلام در حقیقت ستایشگری نیكی و معنویت و جهاد است؛ ستایشگری خورشید امامت و ولایت است؛ خورشید حقیقتی كه سعی شد آن را بپوشانند؛ اما همین زبان های گویا نگذاشتند. نه فقط مداحان و شعرا نگذاشتند، بلكه همه كسانی كه در راه معرفت دینی كار كرده اند و همه دل های فروزنده از محبت اهل بیت علیهم السلام در این سیزده، چهارده قرن، نگذاشتند این خورشید پوشیده بماند. روز به روز ابرها را از مقابل آن خورشید، بیشتر كنار زدند تا امروز به این جا رسیده ایم. این كار باید ادامه پیدا كند و حقایق اهل بیت علیهم السلام روشن شود.(1)
]از سویی[ مداحی ادامه راه ستایشگران برجسته اهل بیت در دوران اختناق اموی و عباسی است. قضیه، فقط قضیه شعرخوانی نیست؛ بلكه مساله، مساله پراكندن مدایح و فضایل و حقایق در قالبی است كه برای همه شنوندگان، قابل فهم و درك و در دل آنها دارای تاثیر است. لذا شما اطراف كشور اسلامی آن روز- از اقصای خراسان و سیستان تا یمن و مصر و كشورهای مغرب اسلامی- را ببینید، شیعیانی بودند كه راجع به امیرالمومنین و سایر ائمه (علیهم السلام) و نیز راجع به فاطمه زهرا(س) حرف می زدند و سخن می گفتند و برای این و آن، حقایقی را بیان می كردند. (2) 

آیا شما مداحی را یك هنر می دانید؟ اگر چنین است چه ویژگی ها و خصوصیاتی را برای آن ترسیم می كنید؟

- مداحی یك هنر است. هنری كه بایستی آموخته بشود و كامل گردد و افزایش پیدا كند. (3) 
]البته[ مداحی رایج در بین ما، یك حرفه دو جانبه است؛ فقط آواز خوانی و شعرخوانی نیست؛ تركیب هنرمندانه ای از این دو مقوله است. البته من نمی دانم این شیوه از چه زمانی باب شده؛ از زمان صفویه است، از قبل از اوست، از بعد از اوست. به هر حال امروز در جامعه ما رواج دارد. صدای خوش، آهنگ مناسب و شعر، سه ركن كار است. خود این شعر هم دو بخش دارد: یك بخش لفظ، یك بخش مضمون. اگر چهار پایه اصلی مداحی- یعنی صدای خوش، آهنگ درست، لفظ خوب و مضمون حقیقی متناسب با نیاز- كامل باشد، بهترین وسیله تبیین است و تاثیرش از منبر و درس فقهی ای كه ما می گوییم بیشتر است. (4) 
در كار مداحی چند چشمه هنری وجود دارد: شعرشان هنر است؛ صدایشان هنر است؛ آهنگی كه انتخاب می كنند، هنر است؛ اشارات و كارهایی كه انجام می دهند، هنر است. عنصر دوم، عنصر تعقل است؛ چون منطق، استدلال، حرف حساب، حرف درست و حرف خوب در لابلای این شعرها فراوان وجود دارد و می تواند ذهن ها را قانع كند. البته منطق، شكل های مختلفی دارد. گاهی برهانی است، گاهی خطابی است، گاهی شعری است؛ مقصود این است كه بتواند این پیام را به اعماق ذهن مخاطب برساند و او را قانع كند. خصوصیت سوم این است كه مداح حامل پیام دینی محسوب می شود؛ یعنی سمت معنوی و روحانی دارد. در دنیا خوانندگان خوب زیاد هستند و ممكن است شعرهای خوبی هم بخوانند؛ اما آنها از موضع مداح حرف نمی زنند؛ ولی مداح از موضع مداح اهل بیت و از موضع معنوی و روحانی حرف می زند. البته خصوصیات دیگری هم وجود دارد، اما این سه خصوصیت در كنار هم مهمتر است. (5) 

با این تفاسیر مهمترین نقطه اتكای مداح و مداحی شعر است. چرا كه اگر طبق فرمایش شما تبیین معارف و پیام اهل بیت(ع) مقصد اصلی مداح باشد، شعر بعنوان اولین و مهمترین ابزار بیان این معارف از سوی مداح محسوب می شود، درباره اهمیت شعر چه عقیده ای دارید؟

]ببینید[ امروز مثل خیلی از دورانهای دیگر تاریخ، ما- جریان ولایت و دوستداران ائمه علیهم السلام- به تبیین احتیاج داریم؛ گفتن، بیان كردن، روشن كردن و حقایق را در معرض بینایی و دانایی انسانها قرار دادن. اگر اهمیت تبیین نبود، امام صادق علیه السلام شاعری مثل «كمیت» را آن گونه مورد عنایت قرار نمی داد؛ یا امام هشتم علیه السلام «دعبل» را؛ یا امام چهارم علیه السلام «فرزدق» را. شعرای معروفی كه شما اسمهایشان را شنیده اید- مثل فرزدق، كمیت و دیگران- اینها سلمان زمان خودشان نبودند؛ اینها در مقایسه با اصحاب عالی مقام ائمه، خیلی متوسط بودند. نه معرفتشان به قدر معرفت «زراره» و «محمدبن مسلم» و امثال اینها بود؛ نه فعالیتشان در محیط اهل بیت زیاد بود. اما شما می بینید امام از اینها تجلیلی می كند كه از خیلی از اصحاب بزرگوار خودش نمی كند؛ چرا؟ به خاطر تبیین، چون اینها در یك جا حرفی زدند و نكته ای را روشن كردند كه مثل خورشیدی بر ذهنها و دلها تابیده و حقیقتی را برای مردم روشن كرده است.
این كه فرمودند: «من قال فینا شعراً و بكی أو أبكی وجب له الجنه »- كسی شعری درباره ما بگوید و چشمی را بگریاند، بهشت بر او واجب می شود- معنایش چیست؟ معنایش این است كه بهشت را ارزان كرده اند؟ بهشتی كه این همه باید عبادت كرد تا به آن رسید، آیا آن را این طور دم دستی كرده اند؟ یا نه؛ آن كار، آن شعر گفتن و تسخیر دل با آن شعر و انتقال یك مطلب در آن روز، آن قدر مهم بوده كه به خاطر آن اهمیت، جا داشته است كه در مقابل یك بیت شعری كه این گونه تأثیر می گذارد، بهشت را به او وعده دهند. هر وقت شعر شما این اثر را داشته باشد، بدون بروبرگرد، همان وعده بهشت در مقابلش وجود دارد. این یك محاسبه كاملاً منطقی و روشن است.(6)
آن چیزی كه جناب «دعبل خزاعی» در قصیده «مدارس آیات» بیان كرده، یا آن چیزی كه «كمیت بن زیداسدی» در قصاید «سبعه هاشمیان» بیان نموده، یا آن حرفهایی كه سید حمیری (رضوان الله علیه) در اشعار خود ذكر كرده است، بیش از حرفهایی كه بقیه شیعه می گفتند و برای هم بیان می كردند، نیست؛ اما چرا در نظر ائمه(علیهم السلام)، این سخنان ارزش بیشتری پیدا می كند؟ چون شعر است. آقایان، به این نكته توجه كنند. مگر شعر چه خصوصیتی دارد؟ چون تأثیر شعر در ذهن مخاطب بیشتر است. گاهی یك شاعر، یك بیت شعر می گوید كه از چند ساعت حرف زدن یك سخنور توانا گویاتر است. یك بیت یا یك مصرع شعر، در ذهنها می ماند و مردم آن را می فهمند و تكرار می كنند و نتیجتاً ماندگار می شود.
گاهی می بینید كه برای حفظ یك بنای اعتقادی یا عاطفی، آن قدر كه یك شعر اهمیت دارد، چندین كتاب اهمیت ندارد. همین دوازده بند معروف «محتشم» كه جزو اشعار قدیمی مرثیه و مصیبت است، با این كه مطالبی كه در این كتاب و در این دوازده بند هست، چیزی نیست كه امثال او، شبیه این مطالب را در كتابهای خود نیاورده باشند؛ درعین حال، اشعار او تأثیر خاصی دارد. غالباً هم چیزهای ذوقی است.
گر چشم روزگار بر او فاش می گریست
خون می گذشت از سر ایوان كربلا
آن چنان حادثه كربلا را برای مخاطب تصویر می كند كه این مفاهیم با همه بار اعتقادی و عاطفی و انسانی و سیاسی و فكری، در اعماق جان مستمع نفوذ می كند. اهمیت این اشعار، چنین است.
باز این چه شورش است كه در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
ببینید اصلاً با یك هنر و ذوق و ارایه سخن و به شكل خاصی، دل را متوجه می كند. اهمیت شعر، این است...(7)
حالا اگر مداحی بتواند یك شعر خوب را كه دارای مضمون و محتوای خوبی باشد، با صدای خوبی بخواند، شما ببینید كه چه قدر خدمت بزرگی است. بسم الله. این گوی و این میدان. منتها شرط اولش این است كه شعر خوب باشد. اگر شعر خوب نبود، همه این فضایلی كه ذكر كردم، هیچ كدام نخواهد بود. این نكته را بدانید. كسانی كه این خصوصیات را داشته باشند، اگر یك قصیده را در مكان مناسب و با زبان و قالب و محتوای بایسته و حنجره ای مساعد بخوانند، شما ببینید كه چه تأثیری خواهد گذاشت. البته این حنجره، مسأله مستحبی و نافله شعر است؛ فریضه اش همان شعر می باشد. یعنی چنانچه شعر با صدای خوش همراه شد، تأثیرش مضاعف می شود؛ اما در استخوان بندی این كار، صدای خوش دخالتی ندارد. اگر صدای خوش بود و این شعر را با آن محتوای خوب و با آن الفاظ زیبا و با آن مضمونی كه مورد نیاز است، همراهی كرد، ارزش آن دو برابر می شود. یقیناً قصیده ای را كه كسی این گونه بخواند، ارزش آن از یك سخنرانی یك ساعته یك آدم دانشمند بیشتر است.(8)

پی نوشت ها:

1- بیانات در دیدار بامداحان 18شهریور 1380
2- بیانات در دیدار بامداحان 28دی 1368
3- بیانات در دیدار بامداحان 17 دی 1369
4- بیانات در دیدار بامداحان 18شهریور 1380
5- بیانات در دیدار بامداحان 19مهر 1377
6- بیانات در دیدار بامداحان 18شهریور 1380
7- بیانات در دیدار بامداحان 28دی 1368
8- همان.


-------------------------------------------------

آسیب شناسی مداحی از دید گاه رهبر انقلاب - فصل دوم


اشاره
بحث مداحی اهل بیت(ع) همواره با فطرت ایرانیان بواسطه ارتباط قلبی تشیع با اهل بیت عصمت و طهارت(ع) مورد توجه و توسل اقشار مختلف مردم بوده است. وجود مناسبت های گوناگون در تقویم كشور و برگزاری جلسات دعا و نیایش و نیاز به پرورش ذاكرین و مداحان اهل بیت(ع) جهت جلوگیری از انحراف و ایجاد یك جریان معرفتی و آموزشی دراین گونه مجالس لزوم بازشناسی محتوایی مداحی و ابزار موجود در آن را بویژه در آغاز ماه محرم بیش از پیش آشكار می كند. آنچه می خوانید،بخشی از سخنان رهبر معظم انقلاب است كه به صورت پرسش و پاسخ تنظیم شده و از نظر گرامی شما می گذرد.
 

- بسیاری از خوانندگان و مداحان سؤال كنند این شعر مقبول و معقول موردنظر شما آیا اصلاً وجود دارد؟ یا اینكه چطور می توان به این منابع دسترسی پیدا كرد؟ كمی در این زمینه توضیح می دهید؟ بعلاوه اینكه بسیاری از مداحان خودشان شعر می سرایند آنها چه باید بكنند؟

- بعضی اوقات برخی شاعران یا مداحان از ابیاتی استفاده می كنند كه بزرگان ما در مقابله با آن، كفرآمیز بودن و یا دارای اشكال بودن آن شعر و مدح را تذكر می دهند، مثلا آیا درست است كه بگوییم چون شیعه حضرت علی(ع) هستیم، بهشتی محسوب می شویم و دیگر نیازی به عمل صالح و... نداریم؟ در این باره نظرتان چیست؟ اگر موافق هستید، این سؤال را فتح بابی برای آسیب شناسی شعر در مداحی كه مبنا و اساس كار مداح است بدانیم و شما در این مورد هم توضیح بفرمایید.

- خیلی از مداحان و ذاكرین روی موضوع ریتم و آهنگ حساسیت ویژه ای دارند و معتقدند كه ریتم شعر بایستی در شأن ائمه و مجلس ایشان باشد، در مقابل هم عده ای ریتم را از درجه اعتبار ساقط می دانند و شعر را اصل می دانند، نظر حضرتعالی چیست؟

شاید بسیاری از خوانندگان و مداحان سؤال كنند این شعر مقبول و معقول موردنظر شما آیا اصلاً وجود دارد؟ یا اینكه چطور می توان به این منابع دسترسی پیدا كرد؟ كمی در این زمینه توضیح می دهید؟ بعلاوه اینكه بسیاری از مداحان خودشان شعر می سرایند آنها چه باید بكنند؟

- خدا را شكر كه صاحب فكر و صاحب نظر سیاسی و صاحب انگیزه زیاد است و در اشعار و خواندنهای مداحان كه در بعضی از مناسبتها آنها را می شنویم و مشاهده می كنیم، واقعاً چیزهای خوبی پیدا می شود؛ اما باید نسبت به شعر سختگیری كرد. این جلسه، جلسه مناسبی برای این كه من بنشینم و بگویم كدام بیت، اگر این طور بود، بهتر بود یا چه اشكالی داشت، نیست؛ اما این كار باید در مجامع ادبی انجام بشود. یعنی همین شعری كه خودشان سروده اند و ممكن است خوب هم باشد- قضاوت كلی نمی كنم- آن را در یك مجمع ادبی، وسط بگذارند و به هر كسی كه آن شعر را نقد كند و اشكال بجایی بر این شعر وارد نماید، جایزه بدهند تا قوی بشود.
اما در مورد منابع؛ در زبان فارسی، این قدر شعر خوب و حكمت آمیز وجود دارد كه اگر كسی بخواهد ده سال تكراری نخواند، می تواند در تمام موضوعات، شعر بیرون بیاورد. از شعرای قدیم بگیرید، تا شعرای امروز و شعرهای خوب.(10)
همان طور كه ]قبلا[ مطرح كردم، یكی از چیزهایی كه باید در این اشعار باشد، عبارت از مفاهیم بلند اسلامی- مثلا درباب توحید یا نبوت- است. بهترین اشعار قدما در باب توحید و نبوت، همین مدایحی است كه شعرای بزرگ ما در مقدمه دیوان ها و مثنوی هایشان ذكر كرده اند و گفته اند. این اشعار شعرای برجسته، مضامینی قوی و حقیقتاً روشنگر دارد كه انسان می تواند پیامبر(ص) یا امام(ع) یا فاطمه زهرا(سلام الله علیها) را با مضمون این اشعار بشناسد. نمی گویم درست بشناسد، چون ما كه نمی توانیم آن بزرگواران را درست بشناسیم، اما درهمان حدی كه ممكن است، باید تلاش كنیم. مثلا وقتی راجع به امیرالمؤمنین شعری خوانده می شود، باید همان مقام معنوی علی(ع)- كه ما از او خبر كمی داریم و از ذهن و فكر و دل ما آدم های پایین و متوسط پنهان است- و هم عبادت و مظلومیت و حكومت و عدل و ضعیف پروری و دشمن ستیزی و جهاد امیرالمؤمنین(ع) را بشناسیم.(11)
یك وقت یكی از برادران مداح می گفت ما اگر از شعرهای خوب و شعرای بزرگ شعری انتخاب كنیم، مردم نمی فهمند، بنابراین مجبوریم از این شعرها استفاده كنیم. این طوری نیست، من این را قبول ندارم. وقتی با زبان شعر با مردم حرف بزنید، هرچه شعر پیچیده هم باشد، وقتی مداح با هنر مداحی خود توانست این را كلمه كلمه به مردم القاء و مخاطبه كند، در دل مردم اثر می گذارد. ما غزلیات زیادی داریم. شما به دیوان صائب نگاه كنید. من یك وقت چند بیت از این اشعار را تصادفی انتخاب كردم و به بعضی از برادرهای مداح گفتم روی اینها كار كنید. دیوان صائب غزل های بسیار خوب و مفیدی دارد كه در دل ها اثر می گذارد. دیگران هم از این گونه اشعار دارند. شعر را از لحاظ هنری، سطح خوب انتخاب كنید؛ چون اثرگذار است. شعر خوب و شعر هنری، همان خاصیت عمومی هنر را دارد. خاصیت عمومی هنر این است كه بدون این كه خود گوینده حتی در خیلی از موارد توجه داشته باشد و غالباً بدون این كه مستمع توجه داشته باشد، اثر می گذارد، تأثیر شعر، نقاشی، بقیه انواع هنر، صدای خوش و آهنگ های خوب- كه اینها همه هنر است- روی ذهن مخاطب، من حیث لایشعر به وجود می آید؛ یعنی بدون این كه مخاطب متوجه باشد، آن اثر را در او می بخشد، این بهترین نوع اثر گذاری است. شما ببینید خدای متعال برای بیان عالی ترین معارف، فصیح ترین بیان را انتخاب كرد، یعنی قرآن. می شد خدای متعال مثل حرف های معمولی، قرآن و معارف اسلامی را با بیان معمولی بگوید؛ اما نه، خدا این را در قالب فصیح ترین و زیباترین بیان هنری ریخته، كه خود قرآن هم می گوید نمی توانید مثل لفظ و ساخت هنری آن را بیاورید، معنایش كه معلوم است.
به خطبه های نهج البلاغه نگاه كنید؛ آیت زیبایی است. امیرالمؤمنین می شد معمولی حرف بزند، اما نه، از بیان هنری استفاده می كند؛ «و بعد فنحن امراء الكلام». خود این بزرگوارها گفته اند كه ما امیران سخن ایم. واقعاً هم امیر سخن بوده اند. امیر سخن، یعنی بیان را به بهترین و شیواترین وجه انتخاب كنید، شعر خوب، شاعر خوب- كه الحمدالله كم هم نداریم- مفاهیم خوب.(12)

بعضی اوقات برخی شاعران یا مداحان از ابیاتی استفاده می كنند كه بزرگان ما در مقابله با آن، كفرآمیز بودن و یا دارای اشكال بودن آن شعر و مدح را تذكر می دهند، مثلا آیا درست است كه بگوییم چون شیعه حضرت علی(ع) هستیم، بهشتی محسوب می شویم و دیگر نیازی به عمل صالح و... نداریم؟ در این باره نظرتان چیست؟ اگر موافق هستید، این سؤال را فتح بابی برای آسیب شناسی شعر در مداحی كه مبنا و اساس كار مداح است بدانیم و شما در این مورد هم توضیح بفرمایید.

-مضمون درستی نیست كه ما بگوییم چون شیعه و محب هستیم، اگر گناه هم كردیم، خدای متعال ما را مجازات نمی كند؛ نه، این طور نیست: «من اطاع الله فهو لنا ولی»؛ ولی آنها باید خدا را اطاعت كند؛ چون خود این بزرگواران با اطاعت خدا به این مقام و رتبه رسیدند. امتحان اینها، قبل از وجود و آمدنشان به این دنیا صورت گرفته است: «امتحنك الله قبل ان یخلقك فوجدك لمن امتحنك صابره». دستگاه خدا بی حساب و كتاب نیست. در روایتی پیغمبر اكرم به فاطمه زهرا سلام الله علیها با این مقام و رتبه فرمود: «یا فاطمه اننی لن غنی عنك من الله شیئا»؛ یعنی پیش خدا، نسبت با من و ارتباط با من به درد تو نمی خورد. مگر درمیان فرزندان پیغمبر و ائمه كسانی نبودند كه با خدا رابطه ای نداشتند و نتوانستند از آن گوهر نورانی و ارزش معنوی برخوردار شوند؟ آنچه اولیای دین را بر قله شرافت بشری قرار داده، از خود شخص شخیص نبی اكرم و امیرالمؤمنین و بقیه این خاندان پاك گرفته- كه اینها در عالم وجود نمونه های بی مانندند و شبیه اینها دیگر نیست- تا دیگران، اطاعت و عبودیت و بندگی آنها برای خداست. لذا وقتی شما می خواهید در تشهد نمازتان نام پیغمبر خدا را بیاورید و از او تجلیل كنید، می گویید «واشهد ان محمداً عبده». اول عبودیت را ذكر می كنید، بعد می گویید «و رسوله». عبودیت بالاتر از رسالت است. اساس و جوهر كار، عبودیت است. من و شما هم باید از همین جاده برویم. البته این قله ها خیلی بالاست. اگر چشم ما بتواند این قله هارا ببیند، خیلی باید خدارا شكرگزار باشیم؛ چه برسد كه به آنجاها برسیم، لیكن باید برویم، راه این است. این دامنه ها را باید به قدر قدرت و توانمان طی كنیم، كه اگر این طور شد، به قدر ظرفیتمان بهره خواهیم برد.(13)
از برخی تعبیرات درباره ائمه علیهم السلام نباید استفاده كرد، اینها سبك است. برای فاطمه زهرا سلام الله علیها- آن موجود قدسی والا، آن انسان برتر و آن معلم بشر- از آن تعبیری كه هر شاعری- چه شاعر درست و حسابی گوی و چه شاعر هرزه گوی- برای محبوب و معشوق خودش ذكر می كند، نباید استفاده كرد، باید از تعبیرات متناسبی استفاده كرد. اعتقاد من این است كه اگر شعرای عزیز ما لفظ و معنا را برای بیان معرفتی كه امروز جامعه ما نیاز دارد تا از مكتب فاطمه زهرا سلام الله علیها تعلیم بگیرد، به كار گیرند و آن را مداح با صدای خوش و آهنگ مناسب با این كار عرضه كند، یكی از بهترین انواع تبلیغ و ترویج صورت گرفته است، یعنی همان «دعبل» و «فرزدق» و «كمیت» تاریخ در این جا ظهور و تجلی پیداكرده است. ارزش، همان ارزش خواهد بود و می تواند اجرهای بزرگ الهی را به دنبال خود داشته باشد.(14)
چیز دیگری كه بنده در بعضی از خوانندگان جلسات مداحی اطلاع پیدا كردم، استفاده از مدح ها و تمجیدهای بی معناست، كه گاهی هم مضر است.
فرض كنید راجع به حضرت اباالفضل (سلام الله علیه) صحبت می شود؛ بنا كنند از چشم و ابروی آن بزرگوار تعریف كردن؛ مثلاً قربون چشمت بشم! مگر چشم قشنگ در دنیا كم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشمهای قشنگش بوده؟! اصلاً شما مگر اباالفضل را دیده اید و می دانید چشمش چگونه بوده؟! اینها سطح معارف دینی ما را پایین می آورد. معارف شیعه در اوج اعتلاست. معارف شیعی ما معارفی است كه یك فیلسوف در غرب پرورش یافته با مفاهیم غربی و بزرگ شده آشنای با معارف فلسفی غرب مثل هانری كربن را می آورد دو زانو جلوی علامه طباطبایی می نشاند؛ او را خاضع می كند و می شود مروج شیعه و معارف آن در اروپا. می شود معارف شیعه را در همه سطوح عرضه كرد؛ از سطوح ذهن متوسط و عامی بگیرید تا سطوح بالاترین فیلسوف ها. ما با این معارف نباید شوخی كنیم. ارزش اباالفضل العباس به جهاد و فداكاری و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است؛ به صبر و استقامت اوست؛ به آب نخوردن اوست در عین تشنگی و بر لب آب، بدون این كه شرعاً و عرفاً هیچ مانعی وجود داشته باشد. ارزش شهدای كربلا به این است كه از حریم حق در سخت ترین شرایطی كه ممكن است انسان تصورش را بكند، دفاع كردند. انسان حاضر است در یك جنگ بزرگ و مغلوبه برود و احیاناً در حرارت جنگ كشته هم بشود- كه البته مقام خیلی والایی است، همه هم حاضر نیستند، شهدا و مجاهدان فی سبیل الله معدودند؛ در زمان ما هم بحمدالله شهدای برجسته یی داشته ایم- اما شهید شدن این طوری در آن میدان جنگ، با شهید شدن در صحنه كربلا، با آن غربت، با آن فشار، با آن تشنگی، با آن تهدید به اذیت و آزار كسان انسان، خیلی تفاوت دارد. انسان خیلی اوقات می گوید من حاضرم در این میدان جانم را بدهم؛ اما چه كار كنم، بچه ام دارد از گرسنگی یا از بی دارویی می میرد؛ این می شود یك بهانه برای انسان. انسان گاهی ملاحظه ناموس خودش را بیشتر از جانش می كند؛ ملاحظه بچه شیرخوارش را بیشتر از جانش می كند. انسان در این میدان برود، بچه شیرخوارش هم باشد، زنش هم باشد، مادرش هم باشد، ناموس اش هم باشد، همه اینها هم در معرض خطر قراربگیرند و پایش نلرزد؛ ارزش اباالفضل، ارزش حبیب بن مظاهر، ارزش جون در اینهاست، نه در قد رشیدش یا بازوی پیچیده اش. قد رشید كه خیلی در دنیا هست؛ ورزشكارهای زیبایی اندام كه خیلی هستند؛ اینها كه در معیار معنوی ارزش نیست. گاهی روی این تعبیرها تكیه هم می شود! حالا یك وقت شاعری در یك قصیده سی، چهل بیتی اشاره هم به جمال حضرت اباالفضل می كند؛ آن یك حرفی است؛ ما نباید خیلی خشكی به خرج دهیم و سختگیری كنیم؛ اما این كه ما همه اش بیاییم روی ابروی كمانی و بینی قلمی و چشم خمار این بزرگواران تكیه كنیم، این كه مدح نشد؛ در مواردی ضرر هم دارد؛ در فضاهایی این كار خوب نیست.
نباید گذاشت منبر ده دقیقه ای یا بیست دقیقه ای از معارف خالی بماند... در منبر مداحی حتماً در اول، فصلی اختصاص داده شود به نصیحت یا بیان معارف به زبان زیبای شعر. اصلاً رسم مداحی از قدیم این طوری بوده است؛ الان یك مقدار آن رسم ها كم شده. مداح در اول منبر یك قصیده، یك ده بیت شعر- كمتر، بیشتر- فقط در نصیحت و اخلاق، با الفاظ زیبا خطاب به مردم بیان می كرد؛ مردم هم می فهمیدند و اثر هم می گذارد. من یك وقت گفتم كه گاهی شعر یك مداح از یك منبر یك ساعتی ما اثرش بیشتر است. البته همیشگی نیست؛ گاهی است. اگر خوب انتخاب و اجرا شود، این طوری خواهد بود.(15)
حدود بیست سال پیش، این حرفها را می زدیم و خیلی، آنها را می شنیدند؛ ولی نمی فهمیدند كه ما چه می گوییم. می گفتیم فقط درباره خال و خط خیالی چهره ائمه (علیهم السلام) شعر نسرایید. شعر گفتن درباره زلف و ابروی و چشم و عارض امام كه تعریف نیست. حالا ابروی امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه) كمانی باشد یا نباشد، مگر در شخصیت او چه قدر است اثر می گذارد؟! زلف او افشان باشد یا نباشد، مگر چه قدر اثر می گذارد كه حالا بیاییم در قصیده ای كه می خواهیم راجع به امیرالمؤمنین بسراییم، از زلف امیرالمؤمنین بگوییم! البته، حالا به نظر كم شده است. ان شاءالله كه الان این چیزها نباشد. وقتی می گفتیم چرا اینها را می گویید، تعجب می كردند و می گفتند: پس چه بگوییم؟ می گفتیم از مسایل زندگی و برجستگیهای عملی علی(ع) بگویید. در آن روز، این مسائل برایشان روشن نبود؛ اما امروز چگونه است؟ امروز، برای همه روشن است.(16)

خیلی از مداحان و ذاكرین روی موضوع ریتم و آهنگ حساسیت ویژه ای دارند و معتقدند كه ریتم شعر بایستی در شأن ائمه و مجلس ایشان باشد، در مقابل هم عده ای ریتم را از درجه اعتبار ساقط می دانند و شعر را اصل می دانند، نظر حضرتعالی چیست؟

-من شنیده ام در مواردی از آهنگ های نامناسب استفاده می شود. مثلاً فلان خواننده طاغوتی یا غیرطاغوتی شعر عشقی چرندی را با آهنگی خوانده؛ حالا ما بیاییم در مجلس امام حسین و برای عشاق امام حسین، آیات والای معرفت را در این آهنگ بریزیم و بنا كنیم آن را خواندن؛ این خیلی بد است. مداحان خودشان آهنگ بسازند. این همه ذوق و این همه هنر وجود دارد. یقیناً در جمع علاقه مندان به این جریان كسانی هستند كه می توانند آهنگ های خوب مخصوص مداحی بسازند؛ آهنگ عزا، آهنگ شادی. این را هم عرض بكنم كه آهنگ شادی از آهنگ عزا جداست. الان معمول شده كه برای روزهای عید جلساتی تشكیل می دهند. بنده مخالف این كار نیستم؛ بد هم نیست كه دست می زنند. البته اگر از رادیو بشنویم- كه بنده خودم گاهی از رادیو شنیده ام- و شعر را درست گوش نكنیم، خیال می كنیم دارند سینه می زنند! هم لحن، سینه زنی است؛ هم آن دستی كه می زنند، مثل زدن روی سینه است. این چه شادی ای شد؟! اگر برای روزهای شادی، آهنگ های مناسب- نه آهنگ های مبتذل، نه آهنگ های طاغوتی، نه آهنگ های حرام- و شیوه های خوب انتخاب كنند، مؤثرتر و بهتر است. این طور نباشد كه چون به روضه خوانی عادت كرده ایم، روز شادی هم كه می خواهیم حرف بزنیم، لحنمان بشود لحن روضه خوانی. قدیم ها می گفتند فلانی هرچه می خواند، مثنوی درمی آید؛ هر آهنگی را كه شروع كند مثنوی می شود! این طور نباشد.(17)
هرآهنگ و آوازی به درد مداح نمی خورد. آهنگ و آواز خاصی به درد می خورد؛ آن هم با شیوه بیان خاص مداحی.» (18) 
]اما درمورد آسیب ها؛ [امروز خوشبختانه اقبال مردم به این حرفه و هنر چندپهلو و چندجانبه زیاد است. جوانان در تهران و شهرستانها به جلسات مداحی علاقه و توجه دارند. این، مسئولیت آقایان مداح را مضاعف می كند. مبادا پانصدنفر، هزارنفر، گاهی ده هزارنفر در جلسه ای جمع شوند و یك ساعت برای آنها نغمه سرایی شود؛ اما چیزی به آنها داده نشود. مداحان در این یك ساعت می توانند نكات زیادی را با شعر خوب منتقل كنند. البته شعر خوب- همان طور كه گفتیم- تنها شعری نیست كه معانی خوبی دارد؛ بلكه باید شعر هنرمندانه باشد و الفاظ خوب و كلمات مناسب هم در آن به كار رفته باشد.(19)
صدای بعضی از آقایان مداحان خوب است، ولی با خواندن آنها انسان چیزی یاد نمی گیرد؛ اما بعضی نه؛ وقتی شعر می خوانند، معرفتی را به ما می آموزند. آنچه كه می آموزیم، بهترینش آن چیزی است كه ما به آن نیاز داریم. گاهی كلمات مدح آمیزی از ائمه علیهم السلام پشت سرهم می آوریم كه نه درست مستمع به عمق این كلمات می رسد، نه با فهمیدن آن كلمات چیزی بر معرفت او اضافه می شود. اینها ارزش چندانی ندارد. اما گاهی مداحی كه شعر می خواند، درس فاطمه زهرا سلام الله علیها، درس امیرالمؤمنین و درس امام حسین علیهماالسلام را به ما منتقل می كند؛ درنتیجه راه ما روشن می شود. این بسیار ارزش دارد. ما باید بدانیم كه اگر فاطمه زهرا سلام الله علیها امروز در بین ما ظاهر می شدند و یك ساعت، دو ساعت و یا یك روز در بین مردم می آمدند، ما را به چه چیزی امر می كردند؟ انگشت اشاره به كدام راه از راه هایی كه در مقابل ما گشوده است، دراز می كردند و به ما می گفتند كه از این راه بروید؟ ما باید آن را دنبال كنیم و در تبیین و تعلیم و معرفتی كه می خواهیم به مستمع بدهیم، آن را ملاحظه كنیم و نیاز زمان را پر كنیم.(20)
از طرفی مداحان دنبال این نباشند كه چیزی كه در متن تاریخ اثبات شده است، آن را بخوانند؛ چون هیچ چیز نمی توانند بخوانند. تازه آنچه كه در «لهوف» ابن طاووس هست، خبر واحد است دیگر. توجه كنند، چیزی را بخوانند كه معقول باشد. البته، نه این كه انسان هرچه معقول است، از خودش بسازد و بخواند! نه، آن را به اصول و واقعیت هایی متكی كنند. البته گزاره هر حدیثی، وقتی كه هنری باشد، با پیرایه هایی همراه خواهد بود. آن پیرایه ها ایرادی ندارد؛ منتها به شرط این كه آن پیرایه ها همه چیز نشود. اصل را بایستی از واقعیت هایی كه هست، گرفت؛ منتها آن را با بیان هنری پیرایه لازم بخشید و گفت. حالا شاید مجال نباشد كه در این باره صحبت بكنیم؛ لیكن اینها حرفهایی است كه باید بالاخره گفته و شنیده بشود و تكرار گردد.
در دعاها و زیارت های ما، تعبیرات عاشقانه و خیلی خوبی هست كه حقایقی را نشان می دهد؛ اینها را محور باید قرار داد. آنچه را كه مثلاً شیخ و ابن طاووس و مفید و دیگر بزرگان در كتابهایشان گفته اند، اینها را بایستی محور قرار داد. بعد آنها را در یك ارایه هنری، به شكل زیبا و شایسته ای بیان كرد. حالا درآن شكل بیان، هركسی سلیقه ای دارد؛ آن ایرادی ندارد. نقش مداح، نقش بسیار مهمی است. من اصرار دارم كه این نكته را برای برادران عزیز مداح- چه آنهایی كه به صور ت حرفه ای مداح هستند، چه آن كسانی كه گاهی در كنار كارهایشان این كار را نجام می دهند- تكرار بكنم كه این نقش، نقش بسیار مهم و حایز اهمیت و حساسی است؛ این را كم نگیرید.
جامعه مداح، آن وقتی كه از زبان خوب- شعر عالی، محكم، قوی، گویا- و محتوای خوب- شعر اخلاقی، تاریخی، اعتقادی، توحید، نبوت، ولایت- برخوردار باشد، نقش خود را ایفا كرده است.(21)


پی نوشت ها:

9- همان.
10- بیانات در دیدار بامداحان 17دی 1369
11- بیانات در دیدار بامداحان 28 دی 1368
12- بیانات در دیدار بامداحان 5مرداد 1384
13- بیانات در دیدار بامداحان 28 مرداد 1382
14- بیانات در دیدار بامداحان 18شهریور1380
15- بیانات در دیدار بامداحان 5مرداد 1384
16- بیانات در دیدار بامداحان 28دی 1368
17- بیانات در دیدار بامداحان 5مرداد 1384
18- بیانات در دیدار بامداحان 17دی 1369
19- بیانات در دیدار بامداحان 18شهریور 1380
20- همان
21- بیانات در دیدار بامداحان 17دی 1369

---------------------------------------

آسیب شناسی مداحی از دید گاه رهبر انقلاب - فصل سوم



اشاره
بحث مداحی اهل بیت(ع) همواره با فطرت ایرانیان بواسطه ارتباط قلبی تشیع با اهل بیت عصمت و طهارت(ع) مورد توجه و توسل اقشار مختلف مردم بوده است. وجود مناسبت های گوناگون در تقویم كشور و برگزاری جلسات دعا و نیایش و نیاز به پرورش ذاكرین و مداحان اهل بیت(ع) جهت جلوگیری از انحراف و ایجاد یك جریان معرفتی و آموزشی دراین گونه مجالس لزوم بازشناسی محتوایی مداحی و ابزار موجود در آن را بویژه در آغاز ماه محرم بیش از پیش آشكار می كند. آنچه می خوانید،بخشی از سخنان رهبر معظم انقلاب است كه به صورت پرسش و پاسخ تنظیم شده و از نظر گرامی شما می گذرد.




- مداحی نوعی منبر ورسانه است كه مهمترین وظیفه اش تبلیغ و بیان معارف اهل بیت(ع) است؛ اگر این اصل را بپذیریم كه مداحی از شیوه های جذاب و هنری تبیین سیره اهل بیت(ع) است، بایستی حرف های زیادی برای تشریح این اصل وجود داشته باشد؛ نظر حضرتعالی دراین باره چیست؟ و اصولاً اگر بخواهید وظایف ومسئولیت هایی را برای این قشر از جامعه ترسیم كنید، آنها چه هستند؟
آیا این كه مداحان نیز مانند مبلغان، مدرسان و هر آنكس كه با افكار و عقاید مردم مرتبط است و باید متعلق به زمان خودش و همگام با نیازهای عصر باشد، درست است؟ یعنی مداح نیز باید اقتضائات زمان خود را درك كند و برمبنای آن حركت كند یا خیر؟به نوعی بحث نیازسنجی درامر مداحی نیز مدنظر هست یا خیر؟
فكر نمی كنید، تمام این هایی كه اشاره كردید نیاز به یك متولی خاص دارد تا با برنامه ریزی منسجم نسل های بعدی مداحان از ابتدا با رعایت این ضوابط و اصول تربیت شوند؟
و حسن ختام...؟

مداحی نوعی منبر ورسانه است كه مهمترین وظیفه اش تبلیغ و بیان معارف اهل بیت(ع) است؛ اگر این اصل را بپذیریم كه مداحی از شیوه های جذاب و هنری تبیین سیره اهل بیت(ع) است، بایستی حرف های زیادی برای تشریح این اصل وجود داشته باشد؛ نظر حضرتعالی دراین باره چیست؟ و اصولاً اگر بخواهید وظایف ومسئولیت هایی را برای این قشر از جامعه ترسیم كنید، آنها چه هستند؟

-جبهه تبلیغ، جبهه وسیعی است كه درآن هنر و آموزش و علم و دین و دانشگاه و حوزه و وزارت ارشاد و صدا و سیما هستند، كه یك قسمت از این جبهه وسیع، به جماعت مداح- این برادرهایی كه در دوره جنگ و دفاع مقدس در جبهه بودند، خوب در ذهن شان حرف بنده را تصویر می كنند- سپرده شده است و آن مانند این است كه این بخش عظیم را این لشگر یا این قرارگاه به عهده دارد و تكه ای از آن را به گردن ما سپرده اند؛ ما باید این را خوب از عهده بربیاییم، تا دیگران هم كه در بخشهای خودشان از عهده برآمده اند، مجموعش بشود پیروزی؛ باید برادران مداح به این موضوع توجه كنند؛ والا ما در نوحه خوانی، مصیبت خوانی و مرثیه خوانی، اگر یك مقدار همت و سلیقه به خرج بدهیم، می توانیم همه این مفاهیم عالی را بگنجانیم و البته می شود همه اینها را پوچ و پوك و خالی كرد و فقط ظواهری باشد. این موضوع می تواند در روضه، در نوحه، در سینه زنی و در مدح و مصیبت باشد؛ طوری كه فقط دلی بسوزد و قطره اشكی بریزد، بدون این كه اندك بهره ای برده شود؛ در روز جشن هم به همین نحو. وظیفه و مسئولیت بزرگ جامعه مداح این است كه مطالبش پرمغز و پرمحتوا باشد و به شیوه درست این را اداره كند؛ هم در مصیبت و مدایح و هم در عزا و جشن.(22)
]ازطرفی[ مردم محبتی دارند كه بایستی براثر خواندن و گفتن مداحان، عمیق و ریشه دار و تند و آتشین و برافروخته بشود. تشیع، آیین محبت است. خصوصیت محبت، خصوصیت تشیع است. كمتر مكتب ومسلك و دین آیین و طریقه ای مثل تشیع، با محبت سروكار داشته است. علت این هم كه چنین فكری تا امروز مانده- درحالی كه این همه با آن مخالفت كرده اند- این است كه ریشه در زلال محبت داشت و دین تولی و تبری و آیین دوستی داشتن و دشمن داشتن است و عاطفه درآن، با فكر هماهنگ و همدوش است. چیزهای خیلی مهمی است. اصل خیلی سحرآمیز و عجیبی است.
اگر محبت در تشیع نبود، این دشمنی های عجیبی كه با شیعه شده، باید او را از بین می برد. همین محبت مردم به حسین بن علی(علیه السلام)، ضامن حیات و بقای اسلام است. این كه امام می فرمود، عاشورا اسلام را نگهداشت، معنایش همین است. فاطمیه و میلاد و وفات پیامبر(ص) و ائمه (علیهم السلام) هم همین طور است. باید با استفاده از این هنر، این محبت را در میان مردم هم عمق ببخشید، هم تر و تازه كنید و هم برافروخته نمایید. چیز خیلی عجیب و عظیمی است.(23)

آیا این كه مداحان نیز مانند مبلغان، مدرسان و هر آنكس كه با افكار و عقاید مردم مرتبط است و باید متعلق به زمان خودش و همگام با نیازهای عصر باشد، درست است؟ یعنی مداح نیز باید اقتضائات زمان خود را درك كند و برمبنای آن حركت كند یا خیر؟به نوعی بحث نیازسنجی درامر مداحی نیز مدنظر هست یا خیر؟

-مداحان باید ببینند ما در زندگی سیاسی و اجتماعی مان به كدام درس اهل بیت احتیاج داریم، آن را از زندگی این بزرگواران استخراج كنند و با زبان شعر بیان كنند؛ اینها لازم و مهم است، والا صرف مدح گرفتن- كه الفاظ آن مدح هم گاه الفاظ مبهمی است كه نه شنونده درست می فهمد كه محصول این مدح چه شد و نه گاهی خود گوینده!- كافی نیست. ما باید اظهار ارادت بكنیم و این اظهار ارادت، كمال ماست؛ «مادح خورشید مداح خود است»؛ اما به این نباید اكتفا كنیم. ما باید ببینیم امروز چه درسی از این بزرگوارها می شود بگیریم. مبلغ هم وظیفه دارد، هنرمند هم وظیفه دارد، فیلمساز هم وظیفه دارد، گردانندگان سینمای كشور هم وظیفه دارند، گردانندگان تلویزیون كشور هم وظیفه دارند، منبری ها هم وظیفه دارند، مداح جماعت هم وظیفه دارد؛ من می خواهم بگویم مداحان وظیفه خودشان را در كنار این وظایف سنگینی كه بر دوش همه ی ماست، بازیابی كنند؛ این توصیه من به برادران عزیزم است كه همیشه از آنها درخواست می كنم و با آنها درمیان می گذارم. (24)
]یك نكته دیگری هم هست[، مداحان و گویندگان فضایل اهل بیت(ع)، بهترین كسانی هستند كه می توانند حلقه عمل را به حلقه محبت وصل كنند و یك سلسله و زنجیره واقعی به وجود بیاورند. تا كسی اهل محبت نباشد، قاعدتاً وارد این وادی مداحی نمی شود. آن كسی كه قدم دراین وادی می گذارد، لابد مایه محبت و استعداد و قابلیتی در او هست. آنچه وظیفه هر انسانی است، این است كه سرمایه ها را زیاد كند. سعی كنید این سرمایه محبت و معرفت زیاد بشود.هركس در هر سطحی كه هست، باید خودش را بالا بكشد؛ والا تمام می شود. این سرمایه های معنوی هم مثل سرمایه های مادی است كه گاهی تمام می شود. اگر به آن اضافه نكردید، تمام خواهد شد.
مولوی تمثیل خوبی دارد. او می گوید: آبی كه خلایق از آن استفاده می كنند، خودشان را پاك و با طراوت و پاكیزه می كنند و كلا به وجود پاكیزگی می دهد؛ اما خود این آب هم به پاكیزه شدن احتیاج دارد. آن كسی كه آن آب را پاكیزه می كند، همان قوه فرونهاده در خلقت الهی است كه او را بالا می كشد و به ابر و باران و آب خالص و پاك و طاهر تبدیلش می كند و دوباره به پایین برمی گرداند. همان آب قبلی است؛ منتها پاك شده. به بركت عروج و علو و تبدیل شدن و استحاله، یك گردونه تصفیه و تزكیه یی در آن هست. مولوی می گوید: هر اهل معرفتی هم اگر این استحاله و عروج گاهگاهی را نداشته باشد، هرچند كه خود، وسیله پاكی و طهارت و نزاهت و زیبایی و آراستگی دیگران می شود؛ اما این سرمایه ها را خودش بتدریج از دست می دهد.
پس، سعی كنیم كه اول این پالایش درونی هیچ وقت متوقف نشود. هركس هم كه هستیم، فرقی نمی كند. من كه این مطالب را می گویم، به این پالایش درونی از شما محتاجترم. نه این كه خیال كنیم این حرف ها تعارف است؛ واقعیت است. بنای بر تعارف نیست؛ حقیقت قضیه این است. همه ی ما احتیاج داریم و من به این پالایش، بیشتر از شما احتیاج دارم. اگر این پالایش انجام نگیرد، این آبی كه یك روز در آن دست می زدید، دست تمیز می شد؛ صورت را می شستید، تر و تازه می شد؛ همین آب، به چیزی تبدیل خواهد شد كه دیگر شما حاضر نیستید دستتان را در آن بزنید. آبی كه دست ها و صورت ها و بدن ها از آن با طراوت شده است، اگر تصفیه نشود، پس از چندی، طوری خواهد شد كه دیگر انسان رغبت نمی كند به آن دست بزند و نزدیكش بشود؛ پالایش می خواهد. ما باید خودمان از درون پالایش بشویم.(25)

فكر نمی كنید، تمام این هایی كه اشاره كردید نیاز به یك متولی خاص دارد تا با برنامه ریزی منسجم نسل های بعدی مداحان از ابتدا با رعایت این ضوابط و اصول تربیت شوند؟

-باید بتدریج طوری بشود كه این سمت مداحی- كه واقعاً یك منصب است حدود و ثغوری هم پیدا كند. مداحی اهل بیت، خیلی بالاست. هم مقام بالا و هم تأثیر زیادی در جامعه و ذهن مردم دارد. باید بدانید كه چه كسی مداح است، مقدمات كار مداحی او چیست، چه قدر شعر می داند، چه قدر حفظ است و چه قدر می تواند بخواند؟ این خصوصیات را باید مركزی عهده دار شود... این چیزی است كه دنیا و نیازهای جامعه امروز، غیر از آن را برنمی تابد و قبول نمی كند. باید این طور باشد. كسانی كه رسماً این منصب را به عهده می گیرند و لباس مقدس ستایش اهل بیت (علیهم السلام) را برتن می كنند و مردم، آنها را به این عنوان می شناسند، بایستی خصوصیاتی داشته باشند و مركزی باشد كه آنها را با این خصوصیات تشخیص بدهد و صحه بگذارد.(26)

و حسن ختام...؟

-خدا رحمت كند كسانی را كه جریان تشیع را به كشور ما آوردند و ما را با این حقایق آشنا كردند؛ اگر نمی شد، خیلی سخت بود. رحمت خدا بر آن شمشیرهای زبان و شمشیرهای قلم و شمشیرهای میدانهای مختلف كه توانستند این حقایق را برای ما روشن كنند و ما را در این راه بیندازند كه ببینیم و بفهمیم، والا این دلایل واضح در مقابل خیلی ها هست، اما نمی فهمند و درك نمی كنند؛ چون تعصبها نمی گذارد. ما این اقبال را پیدا كرده ایم و باید خدا را شب و روز بر اقبال آشنایی با ولایت اهل بیت (علیهم السلام) كه نعمت عجیبی است، شكر كنیم.(27)


پی نوشت ها:

22- بیانات در دیدار بامداحان 17مرداد 1383
23-بیانات در دیدار بامداحان 17دی 1369
24-بیانات در دیدار بامداحان 17مرداد 1383
25- بیانات در دیدار بامداحان 17دی 1369
26- بیانات در دیدار بامداحان 28دی 1368
27- بیانات در دیدار بامداحان 17مرداد 1383






آمار بازدید از سامانه
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی